من یه درد سر دارم .
وقتی من یه حرفی میخوام بزنم هر چه قدر بار مثبت هم توش باشه، با یه لحنی و تو یک شرایطی میگم که به نظر یک جملهی پر از نیش و کنایه میاد. به عنوان مثال :
امروز توی مدرسه یه دانشآموز اومد و از من میخ خواست. کارشو دوتا میخ راه میانداخت. من گشتم گشتم تا یه دونه میخ پیدا کردم اما دومیای پیدا نشد. بهش گفتم سوزن ته گرد هم هست. راضی شد و گفت یه سوزن بر میدارم منم در یک شرایط سخت ظرف رو بردم طرفش (منظور از شرایط سخت اینه که کلم توی کمد بود) اونم برداشت. میخواست یکی برداره اما دوتا به هم چسبیده بودن و در حین اینکه سوزن رو به طرف خودش میبرد همون سوزنی که چسبیده بود افتاد روی زمین. من در حین اینکه رفتم دنبال سوزنی که روی زمین افتاده بود گفتم : بیشتر بردار! (منظورم این بود که یه دونه سوزن ته گرد کار یه میخ رو نمیکنه چند تا بردار). بیچاره فکر کرد منظور من اینه که چرا دوتا برداشتی :(
وقتی من یه حرفی میخوام بزنم هر چه قدر بار مثبت هم توش باشه، با یه لحنی و تو یک شرایطی میگم که به نظر یک جملهی پر از نیش و کنایه میاد. به عنوان مثال :
امروز توی مدرسه یه دانشآموز اومد و از من میخ خواست. کارشو دوتا میخ راه میانداخت. من گشتم گشتم تا یه دونه میخ پیدا کردم اما دومیای پیدا نشد. بهش گفتم سوزن ته گرد هم هست. راضی شد و گفت یه سوزن بر میدارم منم در یک شرایط سخت ظرف رو بردم طرفش (منظور از شرایط سخت اینه که کلم توی کمد بود) اونم برداشت. میخواست یکی برداره اما دوتا به هم چسبیده بودن و در حین اینکه سوزن رو به طرف خودش میبرد همون سوزنی که چسبیده بود افتاد روی زمین. من در حین اینکه رفتم دنبال سوزنی که روی زمین افتاده بود گفتم : بیشتر بردار! (منظورم این بود که یه دونه سوزن ته گرد کار یه میخ رو نمیکنه چند تا بردار). بیچاره فکر کرد منظور من اینه که چرا دوتا برداشتی :(
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر