۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۸, جمعه

سفرنامه

دهم جمادی‌الاول سنه ثلثین اربعمایه و ألف از طهران به سمت مراغه با قطار حرکت نمودیم. بلیطی بسی ارزان برای هر نفر ۲۵۰۰ تومان با تختی برای خسبیدن در شب. سرانجام یازدهم جمادی‌الاول سنه ثلثین اربعمایه و ألف در مراغه شدیم و از آن‌جا عازم شهر بناب گشتیم. هوای آن‌جا عظیم خوش بود و گل لاله بسیار می‌رویید. مردمش به زبان ترکی سخن می‌گفتند. در آن‌جا کرایه‌ی تاکسی بسی ارزان بود و کباب بناب می‌دادند به ۲۰۰۰ تومان. از آن‌جا به سمت پژوهشگاه فنون هسته‌ای شدیم که تا بناب دو فرسنگ باشد. آنجا منظره‌ی نکویی داشت. در کناری چوپانی به چرا دادن گوسپندان می‌گذراند و در مقابل، عمارت پژوهشگاه و جنب آن شبحی از مناره‌های خنک‌کن نیروگاه حرارتی، جمال تصویر را دو چندان می‌نمود. در پژوهشگاه شدیم محوطه‌ای داشت چمن‌کاشته به همراه حوض‌های عظیم که محیط را نیکو کرده بود. رئیسش به ما بار داد که مردی بسیار دوست‌داشتنی بود. از حضرتش با امکانات آن عمارت با خبر گشتیم. دو سالن سمینار و یک آمفی‌تئاتر مجلل داشت و از مواجب آن‌جا را تنها دو تا نصیب بود. غلامی در نمایش دادن عمارات ما را دستی می‌داد. در محوطه از بین سنگ‌فرش‌ها گل‌های لاله روییده بود و زیبایی آن تا حدی بود که احسان را دامن در دست نماند و به گرفتن عکس شد و همین بس که غلام همراه ما زیرِ آب ما را نزد حضرات حراست زد و نکوهشی بس عظیم ما را در راه بود و خدای را شکر که جوان‌مردی مارا از مخمصه آسوده گردانید. خداوند نگه دارش. سر انجام از آن‌جا دوباره به بناب شدیم راه دو فرسنگی را با ۸۰۰ تومان طی طریق نمودیم. قصد زیارت فرماندار شهر را داشتیم. جناب فرماندار به ما بار نداد اما با وزیرش ملاقات کردیم. وزیر را بسی نگرانی بود که ما قصد تبلیغات برای انتخابات کرده‌ایم. اما سرانجام از حسن نیت ما آگاه گشت و ما را عظیم بزرگ گردانید و قول‌های بسیار داد از حیث همکاری. از بناب به مراغه گشتیم و به ایستگاه قطار شدیم و عازم طهران. و در دوازدهم جمادی‌الاول سنه ثلثین اربعمایه و ألف به طهران شدیم.

۱ نظر:

  1. :)))
    حمید تو خییلی استعداد داری به خدا
    تو نا شناخته موندی داری هدر می ری
    خیلییییییی محظوظ شدیم:))

    پاسخ دادنحذف