جوانی میدانم که روزی دلتنگت میشوم. افسوس اعتقادات آرمانگرایانهات را میخورم.
روزی میرسد که به سلیقهی آتشین خود در جوانی حسودیم شود به رنگهای جیغی که مرا در خود حل میکرد، به کارهای بچهگانه، به پشت گوش انداختن فرهنگ و رسمهای دست و پا گیر.
ناراحت خواهم بود که چرا لبخند همیشگی جوانی بر لبم نیست و چرا دیگر قیافههای کج و کولهی تصاویر شخصیتهای بچهگانه و عروسکهایم مرا مجذوب خود نمیکند.
غصه میخورم چون که دیگر نمیخواهم دنیا را نجات دهم. غصه میخورم که خودخواه خواهم شد.
من بزرگ شدن را دوست ندارم، پختگی را دوست ندارم، اما متاسفانه تقدیر قابل تغییر نیست.
باز هم به یاد این شعر زیبا
روزی میرسد که به سلیقهی آتشین خود در جوانی حسودیم شود به رنگهای جیغی که مرا در خود حل میکرد، به کارهای بچهگانه، به پشت گوش انداختن فرهنگ و رسمهای دست و پا گیر.
ناراحت خواهم بود که چرا لبخند همیشگی جوانی بر لبم نیست و چرا دیگر قیافههای کج و کولهی تصاویر شخصیتهای بچهگانه و عروسکهایم مرا مجذوب خود نمیکند.
غصه میخورم چون که دیگر نمیخواهم دنیا را نجات دهم. غصه میخورم که خودخواه خواهم شد.
من بزرگ شدن را دوست ندارم، پختگی را دوست ندارم، اما متاسفانه تقدیر قابل تغییر نیست.
باز هم به یاد این شعر زیبا
در جوانی به خویش میگفتم
شیر شیر است اگر چه پیر بود
چون شدم پیر نیک دانستم
پیر پیر است اگر چه شیر بود
شیر شیر است اگر چه پیر بود
چون شدم پیر نیک دانستم
پیر پیر است اگر چه شیر بود
باز جای شکرش باقیه جوونیتو درک کردی
پاسخ دادنحذفمن که اولش کودک بودم بعدش یه دفه پیر شدم نفهمیدم کی جوون بودم!!
تازه ما که جوونی تو تو ندیدیما به نظر خودته این
ببینم احیانا منظورت اینه که هنوز بچم؟
پاسخ دادنحذفبی ادب!
معلومه بچه ای!می تونم ثابتم کنم
پاسخ دادنحذفاگه اون عکستو با زاغالوش داشتم اه حیف شد!
راستی شعر مرتبطش یادم رفت بگم
پاسخ دادنحذفآدم وقتی جوونه پی پیش خیلی روونه
آدم وقتی پیر میشه پی پیش مثل قیر میشه
عزیزم اینجا که وبلاگ پلیدی نیست که!
پاسخ دادنحذفاینجا یک محیط آکادمیک با رعایت ارزشهای اخلاقی و مذهبیه.
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانیرا
پاسخ دادنحذفنجستم زندگانی و گم کردم جوانیرا